سودابه افشار، کارشناس ارشد جامعهشناسی در یادداشتی نوشت: در دنیای امروز که مفهوم سفر از دیدن مکانها به تجربه معنا تغییر یافته است، پدیدههایی همچون راهپیمایی اربعین، فراتر از یک تجمع مذهبی، به عنوان یکی از بزرگترین تجربههای انسانی در جهان شناخته میشوند. اما برای درک چرایی این عظمت و پتانسیل بالای آن، نباید تنها به خود مراسم نگریست بلکه باید به دنبال ریشههای عمیقتر در سنتهای فرهنگی و آیینی ما گشت که قرنهاست در دل تکیهها و میدانهای تعزیه پرورش یافتهاند.
ریشهی این حرکت عظیم را میتوان در تعزیه جستوجو کرد. تعزیه در طول تاریخ ایران، تنها یک نمایش آیینی نبود، بلکه کارخانهی تولید حافظهی جمعی بود. این هنر، با بازآفرینی داستان کربلا، ارزشها و رفتارهای یک ملت را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکرد. در واقع، تعزیه به جامعه آموخت که چگونه یک روایت تاریخی را به یک «تجربه زنده» تبدیل کند. آنچه امروز در مسیر اربعین میبینیم، در واقع بلوغ آن بذرهایی است که در میدانهای تعزیه کاشته شده بود؛ جایی که تماشای یک روایت، به کنش عملی و حرکت جمعی بدل گشته است.
این پدیده را میتوان در زمره بزرگترین مناسک معنوی جهان، در کنار آیینهایی همچون حج، قرار داد. اگر حج، تجلی کمال عبودیت در رسیدن به یک مرکزیت واحد و مقدس است، اربعین تجلی همان معنویت در قالب یک حرکت پویا و مسیری است. در واقع، هر دو آیین، دو روی یک سکه تقدس هستند؛ یکی بر مدار ایستایی و رسیدن به مقصد مقدسی همچون کعبه بنا شده است، و دیگری بر مدار گذار و سیر مستمر در میان خلق. این پیوند میان مقصد و مسیر، اربعین را به تجربهای بینظیر در بستر گردشگری معناگرا بدل کرده است؛ جایی که مسافر نه تنها برای رسیدن به یک نقطه، بلکه برای تجربه خود سفر، تکامل و تعامل با جهان پیرامون حرکت میکند.
این ویژگی مسیرمحور، باعث شده است که اربعین به الگویی بینظیر در اقتصاد بخشندگی تبدیل شود. در مدلهای گردشگری سنتی، رابطه میان میزبان و مهمان بر پایه خرید و فروش است؛ اما در مسیر اربعین، ما با الگویی از سرمایه اجتماعی روبرو هستیم که در تکیههای قدیمی ما ریشه داشت. همان مدل همکاری مردمی و ایثار بیچشمداشتی که در مدیریت نذریها و تعزیهها دیده میشد، اکنون در مقیاسی میلیونی در قالب موکبداری تجلی یافته است. این تغییر بنیادین در تعامل انسانها، باعث میشود که گردشگر با نوعی شوک فرهنگی مثبت روبهرو شود؛ جایی که برخورد با انسانی که بدون هیچ چشمداشتی، تمام هستی خود را در خدمت غریبه قرار داده، تجربهای است که در هیچ کاتالوگ گردشگری جهان یافت نمیشود.
از منظر توسعهای نیز، این پدیده فرصتی است بیبدیل برای معرفی تمدن انسانی به جهان. وقتی گردشگرانی از ملیتها و زبانهای مختلف در یک مسیر مشترک گام برمیدارند، نوعی از همزیستی تجربهمحور شکل میگیرد که مرزهای ذهنی را فرو میریزد. اربعین میتواند پلی باشد برای بازشناسی هویتهای فرهنگی و ارائه تصویری از یک فرهنگ صلحآمیز و ایثارگر به جامعهی جهانی.
در نهایت، میتوان گفت که اربعین، همان روایت باشکوهی است که از تکیههای تعزیه آغاز شد و اکنون به یک جریان جهانی بدل گشته است. این آیین، در کنار سایر مناسک بزرگ جهان، شکوه متفاوت معنویت را به نمایش میگذارد؛ جایی که اگر در برخی آیینها، عظمت در رسیدن به کمال در مقصد است، در اربعین، عظمت در تجلی معنویت در طول مسیر و در تکرار مداوم ایثار در هر قدم نهفته است. اربعین، تجلی یک تمدن زنده است که در آن، سفر با معنا، و گردشگری با انسانیت گره خورده است.
انتهای پیام/

نظر شما